بدخشی فریادی در آبشار

بدخشی، فریادی در آبشار به نام خداوند جان و خرد در دیرکهن صاحب دیرینه نامیم یک ذره نشان وحدت دیرینه نداریم دوشینه زما جام جهان بود پر از می امروز به جز یاد زدوشینه نداریم در کشور ما ده دل و صد دینه زیاد است آزرده مشو یک دل و یک دینه نداریم بلخی شب دامادی ملت همه شبهاست صد حیف زخون آرزوی خینه نداریم اشاره: محفل به مناسبت سی و پنجمین سالگرد شهادت بزرگ مردی دایر شده است که فریاد های حق طلبانه واستبدادستیزانهِ ی او، همچون دیگر پیشقراولان بیدارگرتوده های مظلوم ودربند ، در آبشار بلند وطن نه تنها به درستی شنیده نشد، که برعکس تعبیر و تبلیغ گردید.به این معنی که دشمنان فرصت طلب با استفاده از فضای آلوده وطن و نا آگاهی توده های محروم، حریف سرسخت و آشتی ناپذیر خود رابا همان حربه خودش از صحنه بیرون کشیده، ذبح سیاسی نمود! شاید این تعبیر به … ادامه خواندن بدخشی فریادی در آبشار

ما ودانش

ماودانش ما و دانش،سالها هم سبق بودیم، در دیوان قلم اوبه چوکی ها رسید، من درانزوا، پوسیده ام خوانندگان گرامی! مطلبی که پیش رو دارید، در اوایل بهار سال جاری در گرماگرم تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری افغانستان تهیه شده بود، ولی به دلایل خاضی از نشر آن در آن شرایط صرف نظر شد.اینک، پس از باز خوانی واندک توضیحات لازم دراختیار شما عزیزان قرار می گیرد. امیدوارم مورد توجه تان قرار گیرد. اشاره: امروزه دربسیاری از رسانه های الکترونیکی از سوی هموطنان مخالف و موافق ، در باره استاد دانش مطالب زیادی نوشته شده و عکس العمل های فراوانی را نیز در پی داشته است.اما این نوشته، نه علیه استاد دانش است نه به دفاع از او! هدف از تحریر این مطلب آن است که: ” ما تا کی زنده خوب و مرده بد نداشته باشیم”. این را از آن جهت نوشتم که خوانندگان متوجه باشند که نگارنده نه چشمداشتی … ادامه خواندن ما ودانش

ساختارجمعیت وکتمان حقایق در افغانستان

ساختار جمعیت و کتمان حقایق در افغانستان تذکر: خوانندگان گرامی ،این مقاله که اولین بار در سال ۱۳۷۵ش در مجله سراج شماره ۷، فصلنامه مرکز فرهنگی نویسندگان افغانستان به نشر رسیده بود،در این اواخر سایت شورای جهانی هزاره زحمت کشیده سر از نوآنرا تایپ نموده و در اختیار خوانندگان خود قرار داده است.نگارنده ضمن تشکر و قدر دانی از زحمات این عزیزان که این مقاله را باز نشر نموده اند،خود نیز یک بار دیگر آنرا از نظر گذرانده و با کمی اصلاحات ویرایشی و درج ماخذ و منابع که در سایت جهانی هزاره نیامده است، این بار در اختیار علاقه مندان سایت “چکباشی” قرار می دهد. امید که مورد توجه عزیزان قرار گیرد. ۲۴اگست ۲۰۱۴م ———————- خشت اول گر نهد معمار کج تا ثریا می‌رود دیوار کج مقدمه: قابل گفتن نیست که جامعه افغانستانی را بحران عظیم در خود گرفتار ساخته ،که نه تنها مردم این سرزمین ،که حتی همسایگان … ادامه خواندن ساختارجمعیت وکتمان حقایق در افغانستان

انتخابات و انکار واقعیت های نفوس کشور

انتخابات وانکارواقعیت های نفوس کشور اشاره: تحت عنوان بالا، مقاله کوتاهی بعد از اعلام نتایج آرای دور اول انتخابات (۱۶) حمل نوشته شده بود. از آنجایی که بعدا یارگیری ها شکل دیگری به خود گرفت از انتشار آن خود داری شد، گفتیم فال بد نزده باشیم و شاید دموکراسی زورکی هم اثرات خود را گذاشته که از کوچه قوم و منطقه به سرک بزرگ ملت همه شمول وارد شویم.امید می رفت که ترکیبات و ترتیبات دوتیم رقیب، انتخابات دور دوم را از شکل قومی به شکل ملی درآورد!اما شایعات پیش از اعلام نتایج شمار آرای این دور(۲۴جوزا) نشان داد که “همان خرک ،همان درک است”، لذا خواستیم آن نوشته کنار گذاشته را با خوانندگان شریک شویم، شاید توجه کسی و یا کسانی را که در باره سر شماری نفوس کشور حساسیت دارند، جلب و جذب کند.اما قبل ازاینکه، اصل موضوع را پیش کش خوانندکان نماییم یک کمی هم به جاده … ادامه خواندن انتخابات و انکار واقعیت های نفوس کشور

آه چقدر سخت است شنیدن خبر مرگ برادر

آه !چقدر سخت است شنیدن خبرمرگ برادر آه !چه درد آور است که نا گهان خبر کشته شدن برادری را بشنوی که گمان می کنی او هنوز زنده است،ولی تلفن را جواب نمی دهد، در حالیکه او ماه ها قبل به خون خود غلطیده و سر به نقاب خاک برده است! امروزدر جریان صحبت از طریق اسکایپ بایکی از اعضای فامیل، بطور غیر منتظره اطلاع یافتم که برادرم “حسین علی دولت آبادی” نزدیک یک سال قبل در یک حمله غافیلگرانه دوشمنان مردم افغانستان با تعداد دیگر از کارگران مظلوم منطقه که مشغول کار روی پروژه سرک سازی در نواحی قره غجله مربوط ولسوالی دولت آباد بلخ بودند، جان خود را از دست داده اند. خانواده ودوستان، بخاطر اینکه وضع صحی من خوب نیست، این حادثه ناگوار راتا امروز از من مخفی نموده اند.هروقت از هرکدام شان حال حسین را می پرسیدم، می گفتند خوب است، برایت تلفن زده ولی رخ … ادامه خواندن آه چقدر سخت است شنیدن خبر مرگ برادر